(زبان خانه هستی ماست).

پیکره متون تاتی

تاریخ:دوم اسفند 96-23:16

پیکره ای متون کوتاه و جملات تاتی

جهاندوست سبزعلیپور



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کتاب: فرهنگ تاتی کرنقی

تاریخ:هشتم مرداد 96-11:09

معرفی_فرهنگ_تاتی_کرنقی ( علی_یوسفی_نژاد  _جهاندوست_سبزعلیپور)
 زبان تاتی یکی از زبان‌های بسیار کهن ایران و از شاخۀ شمال‌غربی است و به استناد بسیاری از محققین بازمانده زبان آذری یا همان زبان آذری است که در مناطقی از ایران و خارج از ایران باقی مانده و امروزه در این مناطق به تاتی معروف است. در دو بخش شاهرود  و #خورش‌رستم خلخال نیز تاتی رایج است. تا حال واژه‌های تعداد زیادی از گونه‌های تاتی خلخال از جمله تاتیِ دروی، کلوری، شالی، لردی، به نوعی با زحمات دوستانی از این مناطق ثبت شده‌است. اما تاتی کرنقی آن گونه که باید معرفی نشده ‌بود.

این گونه_کرنقی که در روستای کَرنَق (karnaq) بخش خورش‌رستم خلخال رایج است، هنوز تمایز جنس دستوری را حفظ کرده‌ و به دلیل کوهستانی بودن منطقه و دوری از شهر اصالت زبان تاتی در این منطقه تا حدی از آسیب‌های زندگی شهری به دور مانده‌است. از طرفی به دلیل رانشی که در چند دهه قبل رخ داده‌ بود، بسیاری از کرنقی‌ها به مرکز استان گیلان یعنی رشت مهاجرت کرده‌اند و همین مهاجرت در حال لطمه زدن به زبان‌شان است. ویژگی دیگر تاتی کرنقی رواج یک زبان رمزی به نام «اَرانجی» (arrânji) یا قرقه‌دیلی (qarqa dili) در بین مردم این منطقه است. این زبان رمزی که در روستاهای لرد و چند روستای دیگر نیز کمابیش رایج بوده، در بین کارگران نجاری که برای کار به شمال کشور مهاجرت می‌کردند، ایجاد شده‌بود. 

در مورد این زبان رمزی یک پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشتۀ زبان‌شناسی، در دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت انجام شده و نتیجه آن تحقیق در نخستین همایش بین‌الملی کرانۀ جنوبی دریای خزر ارائه شد و شکل کامل‌شده این مقاله در مجلۀ زبان‌شناسی اجتماعی به چاپ رسیده‌است (دوره 1، شماره اول، پاییز 1395، صص 41-60 ) در بخشی از این کتاب تعدادی واژه و متن از قرقه‌دیلی آمده‌است.

در حین تحقیق بر روی زبان قرقه‌دیلی، یکی از اهالی پرتلاش این روستا به نام علی‌یوسفی‌نژاد که تعدادی از واژه‌های تاتی کرنقی را قبلاً جمع‌کرده بود، با بنده تلاش کردند که یک فرهنگ موضوعی برای این گونه تعریف شود. ایشان از روی الگوی فرهنگ تاتی دروی به جستجوی واژه‌ها پرداختند و از آنجا که سنی از ایشان گذشته بود و به زبان تاتی بسیار علاقه‌مند بود، با تلفظ و معنای واژه‌های اصیل این گونه آشنایی کامل داشتند. نگارنده با ضبط تلفظ تک تک واژه‌ها از زبان ایشان و پیاده کردن آنها، به آوانویسی، ترجمه، تدوین، تعریف‌نگاری، بخش‌بندی موضوعی و نمایه‌سازی آن پرداخته‌ام.

ساختار_کتاب_فرهنگ_تاتی_کرنقی 
این فرهنگ چهار بخش دارد: در بخش مقدمه زبان تاتی و نیز ساختار کلی تاتی کرنقی، تحت عنوان «دستور مختصر تاتی کرنقی» آمده‌است. در بخشی دیگر روستای کرنق معرفی شده‌است. در این بخش أخیر جمعیت، آب‌ و هوا، پوشاک، غذاهای مردم کرنق، نام کوه‌های و عوارض جغرافیایی، مهاجرت کرنقی‌ها به گیلان، و ... بررسی شده‌است. بخش دیگر که بخش اصلی آنست، خود دارای #چهل_و_نه-فصل است که واژه‌ها و ترکیبات موضوعات حوزه‌های مختلفی از جملۀ دامداری، کشاورزی، آیین‌ها، امور اجتماعی، اعضای بدن، بچه‌داری، عروسی، عزا و مرگ و ... در آن فهرست شده‌است. در بخش‌های پایانی کتاب، پیکرۀ زبان تاتی کرنقی یعنی جملات، ترکیبات و متن‌هایی به شکل گفتگوی دو نفره آمده‌است. از امتیازات این کتاب داشتن همین متن‌های تاتی است که با الفبای بین‌المللی (IPA) آوانویسی شده‌اند و برای علاقه‌مندان به مباحث زبانی بسیار مفید خواهد بود.  

امید_است در آینده نزدیک برای تمام گونه‌های باقی‌مانده تاتی خلخال فرهنگ لغاتی تدوین شود و این میراث کهن قبل از نابودی حفظ و ثبت شود.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مقاله: جایگاه زبان تاتی در بین سایر زبانها

تاریخ:دوم اردیبهشت 96-23:54

جایگاه و جغرافیای زبان تاتی در بین سایر زبان­ها 

چاپ شده در 

   مجلۀ دیلمان، شمارۀ 6، صص 379-388 


دریافت pdf



نوع مطلب : زبان تاتی، 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

معرفی کتاب: راهنمای گویش شناسی

تاریخ:دوازدهم آبان 95-20:06


کتاب راهنمای گویش شناسی



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزارش طرح پژوهشی بررسی ریشه افعال در تاتی، تالشی و گیلکی

تاریخ:پانزدهم مرداد 95-09:45

 بررسی ریشه‌‌شناختی افعال زبان‌های تاتی، تالشی و گیلکی

ت

چکیدۀ فارسی:

 افعال و ریشه‌های آنها همچون ژن در بدن انسان هستند که از طریق شناسایی آنها می‌توان به ارتباط آنها با همدیگر پی‌ برد. تاتی، تالشی، گیلکی، سمنانی، آذری، مازندرانی، و ...از زبان‌های ایرانی شاخه شمال‌غربی هستند که آنچنان به چیستی و چگونگی ارتباط آنها با همدیگر پرداخته نشده است. هنوز نمی‌دانیم زبان گیلکی چه ارتباط و چه مقدار ارتباط با تالشی و تاتی دارد. بسیاری از تات‌ها و تالش‌ها خود را دارای یک زبان می‌دانند و به راحتی با یکدیگر تعامل دارند. یک تحقیق بنیادی در این زمینه می‌تواند مقدار و چگونگی ارتباط آنها با هم را نشان دهد. در این تحقیق ریشه‌های افعال سی (30) گونۀ زبان از زبان‌های تاتی، تالشی و گیلکی استخراج و بررسی خواهند شد. آنچنان که تا حال معلوم شده است، همۀ افعال یک زبان تقریباً از سیصد (300) ریشۀ فعل ساخته شده‌اند، با ریشه‌های به دست آمده می‌توان برای هر گویش جدولی همچون جدول تناوبی عنصرهای شیمیاییِ مندلیف طراحی کرد و اغلب کلمات مشتق آن را ریشه‌‌یابی کرد. منظور از کلمات مشتق کلماتی است که ریشه فعلی در آن زبان دارند.  سوال مورد نظر این پژوهش آن است که چه ریشه‌های فعلی‌ای در زبان‌های تاتی، تالشی و گیلکی موجود است و این ریشه‌ها چه ارتباطی با هم دارند؟

 کلیدواژه‌ها: زبان‌هایِ شاخۀ شمالغربی ایران، تاتی، تالشی، گیلکی، ریشۀ فعل، مصدر، بررسی ریشه‌شناختی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر تاتی : ابول

تاریخ:شانزدهم خرداد 95-17:01


.                                   «حماسه  تاتی ابول» 

بعد از سال‌ها تحقیق در منطقه شاهرود خلخال، از پیرمردان منطقه داستان ابول را چنین شنیدم: 
«در زمان‌های خیلی دور، وقتی‌که جاده نبود، مردم شاهرود از طریق گردنه‌ها و کوه‌های طالش که در منطقه به «بند»، یا «خلخاله‌بندان» و یا گاه «گیلانه‌بندان» معروف است، رفت‌و آمد می‌کردند. این مردم کالاهای مازاد خود را (مثلاً عدس که در گیلان کشت نمی‌شد) به گیلان می‌بردند و در عوض کالاهایی نظیر برنج از گیلان می‌آوردند. کاروان اسبان و استران بارکش روزها در راه بود و خود را به ماسال، شاندرمن، ماسوله و رضوان‌شهر می‌رساند. در این کاروان کسانی که قوی‌تر بودند به دیگران در بستن بار یا گذر از گردنه‌ها کمک می‌کردند. اگر زمستان می‌شد، برف، یخبندان و احتمال ریزش بهمن، خطرات فراوانی داشت و جان زیادی را نیز در منطقه می‌گرفت. به این باربران «چاروادار» می‌گفتند. 

یکی از کسانی که سالها در بین چاروادارها زبان‌زد بود و به مردم کمک می‌کرد، ابوالسحن‌نامی بود که به‌روایتی، اهل اسکستان، به روایتی اهل خانقاه گیلوان، و به روایتی نیز اهل کلور بوده‌است. 

ابوالحسن یا «ابول»، در یک سفر هنگام برگشت از گیلان در کوه‌های نزدیک شاهرود، بعد از اینکه اسب یکی از چارواداران را که با بار به پایین افتاده بود، بالا می‌کشد، دچار بهمن می‌شود، و گویا بر اثر تقلا برای بالا کشیدن اسب، توانش تمام شده بود و هر چقدر سعی می‌کند، از بهمن خود را نجات دهد، موفق نمی‌شود، و همراهانش بعد دو روز تن بی‌جانش را در برف پیدا می‌کنند.


ابوالحسن گویا یک سال از عروسی‌اش می‌گذشته و فردای آن روز زنش با شنیدن این خبر، کودک پنج‌ما‌هه اش را در خانه می‌گذارد و سوار اسب می‌شود، و خود را به بالای سر ابول می‌رساند و تن بیجان ابول را بر اسب مینشاند و در جلوی کاروان در حالیکه افسار اسب را میکشد برایش گریه‌زاری می‌کند و شعر میخواند. شعر زیر بازسازی مویه‌های زن ابول بر روی برف‌ها در گردنه‌های شاهرود است:
                       
    
 «شعر تاتی ابول»

1- آی اَبول جان ابول، مَسسانه مَسسان ابول!               بَیزن بورن بشَم از اشته قربان ابول!

2- اشته چایسَه دَسان، اشته مو قربان ابول!                چَنده خای بندِری گیلانه‌بَندان ابول!

3-بی نش اشته اســــــــبه تج بــده بو ابول!                  دور از اشته دلم کرا تور آبو ابول!

4- چَنده بهار درآ، گـــــــــولان بچـــینم ابول!                   بنده سَران پرام از ته مَوینم ابول!

5- دِه دَ مردوم کرا آن، دَسسه دسسه، ابول!               اشته اَ نازه چَشان کی دَوَسسه ابول!

6- ترا چاروادان بندرن چـــــــــــــــنده؟ ابول!                 برنجَه ‌بار بی اشته راه کو  مَنده، ابول!

7- هَنده غیرت که ته داری، جانه‌کو، ابول!                    حیفه که بمانه وَره تانه‌کو، ابول!

8- چمَن دسه بگی، بَی مَن بگاردان، ابول!                   یا چمن سیاه چَشه من آگاردان، ابول!

9- بیَ بنش اسبه کو، بَی بو آگـــــردم ابول!                  هنی بهار درآ، بَندان بگردم، ابول!

10- آی ابول جان ابول، مسسانه مسسان ابول!            بیزن اَی بی بفا، اشته مو قربان، ابول!

11- اِگردا آسمان، دنـــــــــــــیا پیرآبا ابول!                    ام دلم  مَگم شا ته کو سیر آبا، ابول!

منبع: کانال تلگرامی شعر تاتی سبزعلیپور:
telegram.me/vayransabzalipour



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مقاله: ریشه شناسی شماری از واژگان تاتی خلخال

تاریخ:بیست و یکم اردیبهشت 95-19:32

چاپ شده در مجموعه مقالات 
دومین همایش بین المللی زبانها و گویشهای  ایرانی  (گذشته و حال)
 به کوشش: محمود جعفری دهقی و نازنین خلیلی پور (با همکاری خانم رویا سیفی)
تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی  1394  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مقاله: فعل امر مصدری در زبان‌های حاشیه خزر

تاریخ:بیست و یکم اردیبهشت 95-19:15

نخستین  همایش بین المللی زبانها و گویشهای ایرانی کرانه جنوبی دریای خزر

14 , 15  اردیبهشت 1395 دانشگاه گیلان (با همکاری ز. حمیده)

چکیده: 

در هر زبانی روش‌های مختلفی برای ساخت فعل امر وجود دارد که یک روش آن بیان مستقیم است و در این موارد اغلب زبان‌های ایرانی از ماده مضارع استفاده می‌کنند. در کنار این روش، راه‌های غیرمستقیمی نیز وجود دارد. مثلاً فعل مضارع اخباری را به‌جای فعل امر به کار می‌برند. مانند: «پنجره را باز می‌کنی؟»، یعنی لطفاً پنجره را باز کن. این ساخت اغلب در محیط‌هایی به کار می‌رود که دو طرف گفتگو با ادب و احترام برخورد می‌کنند. آنچه مدنظر این مقاله است، همین فعل امر نوع اول یعنی امر مستقیم است.در فعل امر مستقیم گوینده به‌طور مستقیم به مخاطب دستور انجام کاری می‌دهد، یعنی از ساختی استفاده می‌کند که مختص امر است. در اغلب زبان‌های حاشیة خزر وجه امری با ساخت خاصی به کار می‌رود که در زبان فارسی نیز کاربرد دارد و آن استفاده از مادة مضارع به اضافة شناسه است. مانند bə.žan.a (بزنید، تالشی)، e.ma.kar.a (نریزید، تاتی). در کنار این روش (ساخت A) که از ساخت خاص و متعارف فعل امر استفاده می‌شود، یک ساخت دیگری در زبان‌های حاشیة خزر (در این مقاله: تاتی، تالشی و گیلکی) به کار می‌رود (ساخت B) که کمتر شناخته و معرفی شده است. در ساخت B برای بیان فعل امر از مصدر آن فعل استفاده می‌شود و بافتی که به کار می‌رود، درست همان بافتی است که در آن امر مستقیم به کار می‌رود، یعنی ملاحظلات ادب و احترام در آن وجود ندارد. به نظر می‌رسد این دو ساخت A و B موازی همدیگر به کار رفته‌اند و بعدها تحت تأثیر زبان فارسی ساخت A بیشتر رواج پیدا کرده‌ است. مانند:dede vāt.en marā nān bārə. (به مادر بگو برایم نان بیاورد)، avə vāt.en bu čəman var (به او بگو بیاید پیش من). این ساخت در تاتی خلخال، تالشی، و مواردی نیز در گیلکی به کار می‌رود. در زبان گیلکی هنوز فعل نهی به شکل مصدر بیان می‌شود. a harf.a nəvā goft.ən (این حرف را نزن). نشانه‌هایی از این نوع فعل امر مصدری در شاهنامه و دیگر متون ادبی نیز یافت می‌شود.  




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کتاب: گنجینه گویشهای تاتی خلخال

تاریخ:بیستم بهمن 94-21:57


کتاب گنجینه گویشهای تاتی خلخال نشر فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتشر شد:
در این کتاب  نُه (9) گونۀ تاتی خلخال (اَسکستانی، دروی، کُلوری، شالی، کَرینی، لردی، گیلوانی، کَرنقی و کَجلی) معرفی شده‌اند. در این کتاب از هر گونه تعداد تقریبی 2500 (دو هزار و پانصد) واژه و یکصد جمله کنار هم به طور تطبیقی چیده شده است، یعنی این معادل‌های تاتی به گونه‌ای در یک صفحه کنار هم قرار گرفته اند که به راحتی می‌توان آنها را با هم مقایسه کرد.
علاوه بر این برای آشنایی با زبان مردم منطقه مکالمات، گفت‌گوها و خاطراتی از اهالی هریک از روستاهای نامبرده  در آن آمده و این مکالمات در داخل کتاب آوانویسی و ترجمه شده‌اند. >>>> لینک سایت فرهنگستان


نوع مطلب : کتابها، 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر تاتی: منظومه پلنگا بخش سوم

تاریخ:بیستم آذر 94-11:36

                                                 منظومه پلنگا (3)
                  
                                      دریافت فایل صوتی پلنگا (3)                                                           

پلنــگاه تــه یـوزه‌چینی ویـــرر آ         

بره دله، یوز پچـینی،  ویرر آ

روئه آچینی کریــمان جمـــعه‌یان      

پچینی مان مَنـده گلَه ملَه یان

کَنه رَز و یــوزه‌رَچـــه، خـالـیـان      

وزمَه بنـــان و زَنیـا، پِــشیان

چالَه چالان و لــوجه و آسیــــابر     

گَنجه‌یو ویــه روبار و ملَه سر

آدم دبین ام رزان کو، پشت به پشت    

پلنگاه! هنده آدمان کی بکشت

                                  الان بشم، بین اَوَره کَس برآ

                                 خالیانه ته پتاری، سَس برآ

                                             
                    دریافت فایل صوتی پلنگا (2)>>>>
                    
                   دریافت فایل صوتی پلنگا (1) >>>  
                          




نوع مطلب : زبان تاتی،  شعر و غزل، 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر تاتی: اقه برآ

تاریخ:نوزدهم آذر 94-00:29

شعر تاتی اقه برآ


1-      ته فیک کری درو روزی رشت و خرا بو، نبو،     کلوره اول ک داره پس کانادا ‌ بــــــو، نبو

2-      بهاره وا وقتی گنه ام دیمه یان سبز آبون       ته فیک کری پایزه رزان وا، ترا وا بو نبـــو         

3-      مَیز و منش خلکه زاران پا بن کو، ای ننه        خلکه زا یو مردومه زاما تـــــرا زا بو، نــبو

4-      آدمی که صد گله روباره او آنشـــــــوره          ته فیک کری مکه بشو، حاجی آقا بـو، نبو

5-      آدمی که اشته پیر مار آنزانـــــه درست           ته دخانه پیله برا، اشـــــــته بـــرا بو، نبو

6-      اَ کسی  که ام سر اسر شو پگنه مردومه          صد گره مشهد آرسا ایمام رضــا بو، نبو

7-      آقایی که در آ واجه، چه کم داری چه خای ته     ای روزی مجلس آرسا، اقه برا بـو، نبو


برای مشاهده معنای فارسی و طرز تلفظ شعر به ادامه مطلب در زیر بروید.



ادامه مطلب

نوع مطلب : شعر و غزل، 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

همایش گویشهای خزر (گیلکی، تالشی، تاتی، مازندرانی)

تاریخ:نوزدهم شهریور 94-09:06

نخستین همایش بین المللی 
زبان ها و گویش های ایرانی کرانة جنوبی دریای خزر 

 برگزار کننده: دانشگاه گیلان و دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت

زمان برگزاری همایش link: 14 و 15 اردیبهشت ماه 1395

زمان ارسال چکیده مقالات: تا 30 آبان ماه 1394
اعلام نتایج چکیده مقالات: 15 آذر ماه 1394
فرصت ارسال اصل مقالات (مقاله کامل): تا 15 اسفند ماه 1394
اعلام نتایج نهایی مقالات: 20 فروردین ماه 1395

آدرس وبسایت همایش: www.iscconferences.ir/khazar/fa


مهلت ارسال چکیده مقالات به مدت دو هفته تمدید شد (تا 15/ 9/ 1394)

نوع مطلب : همایشها، 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مقاله: نوعی فعل مضارع در زبان‌های ایرانی شمال غربی

تاریخ:نهم آذر 93-23:13

مقاله: نوعی فعل مضارع در زبان‌های ایرانی شاخۀ شمال غربی
دومین همایش بین المللی زبانها و گویشهای ایرانی: گذشته  و حال
(ارائه به شکل سخنرانی در محل دایره المعارف بزرگ اسلامی تهران، در 14و 15 دی ماه 1393). متن مقاله pdf
چکیده مقاله:

در زبان‌های ایرانی شاخۀ شمال غربی از جمله، تاتی، تالشی، هرزنی نوعی فعل مضارع وجود دارد که در اول آنها وند تصریفی b(v)- ظاهر می‌شود. مانند ba-š-im (می‌روم- تالشی مرکزی)، ba-bāst-emun (می‌بندیم- تاتی کلاسور)، bö-öten (می‌گویم، هرزنی). این ساخت مضارع که در اولش وند مذکور می‌آید، و امروزه در حال تبدیل شدن به فعل آینده است، در زبان فارسی نیز سابقه‌هایی دارد که در شاهنامه نمونه‌اش فراوان است. مانند:   

        فریدون چنین پاسخ آورد باز      که گر چرخ دادم دهد از فراز 

               ببرم پی اژدها را ز خاک           بشویم جهان را ز ناپاک پاک  (شاهنامه، ضحاک/235-236)

               که گر اژدها را کنم زیر خاک­­­      بشویم شما را سر از گرد پاک (شاهنامه، ضحاک/ 265)

هدف این مقاله شناسایی این فعل مضارع است که در زبان‌های ایرانی در مورد آن کمتر بحث شده است. قراین نشان می‌‌دهد که در زبان‌هایی که دارای این نوع مضارع هستند، مضارع دیگری نیز به کار می‌رود، یعنی در آنها دو نوع مضارع، وجود دارد که یکی از آنها معنای واقعی مضارع یعنی حال را؛ و دیگری معنای آینده (نزدیک یا دور) را می‌رساند. این نوع از مضارع امروزه در زبان فارسی به کار نمی‌رود، اما در زبان‌های تاتی، هرزنی و تالشی نمونه‌های فراوانی از آن وجود دارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو