(زبان خانه هستی ماست).

مقاله: نقش قافیۀ شعر در واژه‌سازی زبان فارسی (مطالعۀ ‌موردی: اشعار نظامی گنجوی)

تاریخ:بیست و دوم شهریور 95-12:38



نقش قافیۀ شعر در واژه‌سازی زبان فارسی (مطالعۀ ‌موردی: اشعار نظامی گنجوی) دریافت  Pdf

مجله علمی - پژوهشی زبان فارسی و گویشهای ایرانی، 
شماره جاری: دوره 1، شماره 1 (پیاپی 1)، بهار و تابستان 1395، صفحه 1-193 

چکیده
زبانی ماندگار است که بتواند خود را همپای زمان و نیاز‌های روز به پیش‌ ببرد. زبان فارسی در آغاز یکی از گویش‌های ایرانی بود که به دلایل متعددی توانست از پشتوانۀ ادبی‌ عظیمی برخوردار شود و گسترش پیدا کند. راه‌های تقویت زبان بسیار است. امروز نهاد خاصی مثل فرهنگستان زبان به گسترش زبان فارسی کمک می‌کند اما در گذشته هرکدام از شاعران بزرگ خود تلاش‌هایی کرده‌اند که بی‌توجهی به الگوهای واژه‌سازی آنها شاید آسیب‌های زیادی به زبان فارسی بزند. نقش شعرا در کمک به زبان فارسی، افزایش امکانات دستوری است. منظور از امکانات دستوری مجموعۀ امکانات یا ظرفیت‌هایی است که یک زبان در اختیار کاربران خویش قرار می‌دهد تا راحت‌تر بتوانند ارتباط برقرار کنند و با کمترین انرژی بیشترین بازدهی را داشته باشند. در این پژوهش شعر نظامی گنجوی بررسی شده تا مشخص شود که او چه مقدار برای زبان فارسی امکان‌سازی کرده‌‌است. هدف مقاله اثبات این امر است که نظامی با اغتنام از محدودیت‌های ناشی از قافیۀ شعر، دست به نوآوری‌هایی زده‌است که هم به زیبایی شعرش کمک کرده و هم خدمات شایانی به زبان فارسی و شعرای بعد از خود نموده‌است.
کلیدواژگان
واژه‌سازی؛ ترکیب؛ اشتقاق؛ امکانات زبانی؛ نظامی؛ قافیه؛ گسترش‌ ِزبان فارسی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر نو فارسی: شادی بی بهانه

تاریخ:بیست و دوم شهریور 95-12:32

شعر نو "شادی بی بهانه" از ج. سبزعلیپور

فکر میکردم با عید نوروز می آیی،
نیامدی.
فکر میکردم بهار بشود دیگر می آیی،
نیامدی.
تابستان را دیگر یقین داشتم که می آیی،
نیامدی باز.

زمستان با شبهای بلندش 
چشم به راه ماندم؛
نیامدی باز.

ای شادی گمشده
ای جیغ و داد کوچه های کودکی
ای شادی بی نام من
ای تمام دوران بی بهانه من
ای روزهای بی دغدغه ام
کی
 باز
 برمیگردی؟ 

هنوز به برگشتن تو
ایمان دارم.   


نوع مطلب : شعر و غزل، 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر فارسی

تاریخ:دوازدهم شهریور 95-01:12


میسازمت این بار هم، حیران دل من           هر چند بازم بشکنی ارزان دل من

چون برق می آیم شبی با رعد با درد           در دشت جانت میکنم طوفان دل من

در کوچه ها در باغهای خاطراتم                 دارد دوباره میزند باران دل من

دور از تو دیدن داشت این دیوانگی ها           گفتم بیایی، میکنی جبران دل من

در شورش هر حادثه رم کرد از من                  عقل و صبوری و غمِ ایمان دل من

چون سنگ بودم سرگران دور از هیاهو            من با هیاهویت شدم انسان دل من

وقتی که کفر زلف تو گم کرد راهم                 فهمیده ام مجنون را آسان دل من

زورم به شهری میرسد، اما به تو، نه               من از کجا شهری کجا؟ حیران دل من

 




نوع مطلب : شعر و غزل، 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو