تبلیغات
وَیران - هوای مغبچگان

(زبان خانه هستی ماست).

هوای مغبچگان

تاریخ:چهارم بهمن 94-10:19

دیگر مدتی است چیزی آرامم نمی کند:

نه سیگار آمریکایی وینستون،

نه شراب ایتالیایی "نمیدانمچه"،

نه خواجه شیراز،

که این روزها متن بازی است برای انواع من،

نه شمس پرنده مولوی،

نه کاخ گلستان پهلوی.

چه ام شده است من؟

بید را باد میخوانم و بور را کور.


فقط یک چیز مانده است هنوز،

و تا آخر دنیا می توان برایش نقشه کشید:

و آن گیسوان بر باد رفته توست،

که طعم سیگار و شراب و شعر حافظ را

برای همیشه از من گرفته است.


من که شمس کاخهای گلستان بوده ام،

حالا نه پهلَوی اول و نه پهلَوی دوم

فقط خیال پهلوی تو

مدتی مرا از باد رهایی میدهد

تا فریاد بزنم بارها

در سیدشت شیراز و سی و سه پل اصفهان

که هوای مغبچگانم "از" این و آن انداخت.



پاورقی:

(حافظ: من از ورع می و مطرب ندیدمی زین پیش//

هوای مغبچگانم در این و آن انداخت)





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
ششم بهمن 94 18:22
مثل تمام اشعار بی نظیر شما نغز و پر معناست... در شعرهای شما استاد بزرگوار روح زندگی جاریست...
پیروز باشید و مستدام
Ali
پنجم بهمن 94 18:14
سلام دکترسبزعلیپور عزیز
ببیشترکلماتی که در این شعر هست برای من تازه است.شعرش هم همینطوره.