تبلیغات
وَیران - شعر فارسی: قند یارانه ای

(زبان خانه هستی ماست).

شعر فارسی: قند یارانه ای

تاریخ:یازدهم مرداد 94-12:08

مُردم از این طوفانی شب خانه‌ات کو              این شانه با من نیست امشب شانه ات کو

 روزی به ناچار از نگاهم خیس بودی                امروز اما شرجی دیوانه ات کو

 تو یک الهه نازّی و یک مولوی شعر               حالا بنان و چه چه مستانه ات کو

 دیوانه شد یک شهر از ویرانه زلفت                  امّا نفهیدم که آن ویرانه‌ات کو

 پیمان تو تسخیر نبض وحشی ام بود                اهلی شدم دیگر بیا پیمانه ات کو

در این مسیر برفی سرد شبـــــانه                  بربند زنجیر خیالت مانع‌ات کو

فتح خیالت همچو یک آیینه وهم است             لبریز وهمم، آن لب جانانه‌ات کو

قند لب تو کرده یارانه بگیرم                         دستم کمی خالیست آن یارانه ات کو



نوع مطلب : شعر و غزل، 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
محمود . 1
بیست و ششم مرداد 94 18:14
سلام
جالب بود ولی نمیدانم بیت آخر شعر خیلی با بقیه فرق دارد در عین زیبایی به شعر گویی لطمه میزند و شعر را خراب میکندو چون شبیه طنز سیاسی است و لی شعر غزل است.
تبریزی
بیست و سوم مرداد 94 16:25
عالی بود.
قسمت یارانه اش خیلی جالب بود.
ترنم
بیست و سوم مرداد 94 15:19
عشق چون با واژه بازی میکند
میشود شعری شگفت ..
می توان با آن جهانی را گرفت.

شعر زیبا ودلنشینی بود وسخن عشق هر جا باشد زیبایی ها را دو صد چندان میکند با همه دیوانگی وویرانگی که در خود دارد.در این شعر واژه ها چه زیبا در کنار هم به یکدیگر معنا دادند .عالی بود .موفق باشید وسر افراز.
م. رضایی
سیزدهم مرداد 94 10:40
بسیار روان بود.
ترکیب ویرانه زلف یعنی زلف پریشان واینکه یک شهر را دیوانه کرده معشوق جالب است به قول حافظ:
غیرتم کشت که معشوق جهانی لیکن// شب و روز عربده با خلق جهان نتوان کرد.
مرتضی عمویی
سیزدهم مرداد 94 10:32
سلام
جدا عالی بود.
ترکیبات قشنگی داشتیید شرجی دیوانه نبض وحشی و مسیر برفی سرد شبانه و نیر زنجیر خیال (زنجیر ماشین باید مد نظر باشد اگر اشتباه نکنم)یارانه بگیر در این شعر خیلی ترگیب جالبی ساخته واقعا عجیب بودند با شعرهای قبلی تان خیلی فرق دارند وزیبا تراند.
راستی یک «مولوی شعر » هم زیبا بود.