(زبان خانه هستی ماست).

صفحه مختص دانشجویان تحصیلات تکمیلی

تاریخ:پنجم آبان 93-20:07

 راهنمای نگارش پایان نامه جدید (ویرایش یهمن 1395) 

جزوه دستور زبان فارسی دریافت

 لینک کانال تلگرامی  وبلاگ ویران   

فهرست مجلات علمی - پژوهشی >>> link




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر تاتی: منظومه تاتی پلنگاه 4

تاریخ:ششم تیر 95-18:52



منظومه تاتی پلنگاه شماره 4 منتشر شد. 


برای شنیدن و خواندن شعر تاتی به کانال تلگرام وبلاگ ویران مراجعه نمایید:

telegram.me/vayransabzalipour



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر تاتی : ابول

تاریخ:شانزدهم خرداد 95-17:01


.                                   «حماسه  تاتی ابول» 

بعد از سال‌ها تحقیق در منطقه شاهرود خلخال، از پیرمردان منطقه داستان ابول را چنین شنیدم: 
«در زمان‌های خیلی دور، وقتی‌که جاده نبود، مردم شاهرود از طریق گردنه‌ها و کوه‌های طالش که در منطقه به «بند»، یا «خلخاله‌بندان» و یا گاه «گیلانه‌بندان» معروف است، رفت‌و آمد می‌کردند. این مردم کالاهای مازاد خود را (مثلاً عدس که در گیلان کشت نمی‌شد) به گیلان می‌بردند و در عوض کالاهایی نظیر برنج از گیلان می‌آوردند. کاروان اسبان و استران بارکش روزها در راه بود و خود را به ماسال، شاندرمن، ماسوله و رضوان‌شهر می‌رساند. در این کاروان کسانی که قوی‌تر بودند به دیگران در بستن بار یا گذر از گردنه‌ها کمک می‌کردند. اگر زمستان می‌شد، برف، یخبندان و احتمال ریزش بهمن، خطرات فراوانی داشت و جان زیادی را نیز در منطقه می‌گرفت. به این باربران «چاروادار» می‌گفتند. 

یکی از کسانی که سالها در بین چاروادارها زبان‌زد بود و به مردم کمک می‌کرد، ابوالسحن‌نامی بود که به‌روایتی، اهل اسکستان، به روایتی اهل خانقاه گیلوان، و به روایتی نیز اهل کلور بوده‌است. 

ابوالحسن یا «ابول»، در یک سفر هنگام برگشت از گیلان در کوه‌های نزدیک شاهرود، بعد از اینکه اسب یکی از چارواداران را که با بار به پایین افتاده بود، بالا می‌کشد، دچار بهمن می‌شود، و گویا بر اثر تقلا برای بالا کشیدن اسب، توانش تمام شده بود و هر چقدر سعی می‌کند، از بهمن خود را نجات دهد، موفق نمی‌شود، و همراهانش بعد دو روز تن بی‌جانش را در برف پیدا می‌کنند.


ابوالحسن گویا یک سال از عروسی‌اش می‌گذشته و فردای آن روز زنش با شنیدن این خبر، کودک پنج‌ما‌هه اش را در خانه می‌گذارد و سوار اسب می‌شود، و خود را به بالای سر ابول می‌رساند و تن بیجان ابول را بر اسب مینشاند و در جلوی کاروان در حالیکه افسار اسب را میکشد برایش گریه‌زاری می‌کند و شعر میخواند. شعر زیر بازسازی مویه‌های زن ابول بر روی برف‌ها در گردنه‌های شاهرود است:
                       
    
 «شعر تاتی ابول»

1- آی اَبول جان ابول، مَسسانه مَسسان ابول!               بَیزن بورن بشَم از اشته قربان ابول!

2- اشته چایسَه دَسان، اشته مو قربان ابول!                چَنده خای بندِری گیلانه‌بَندان ابول!

3-بی نش اشته اســــــــبه تج بــده بو ابول!                  دور از اشته دلم کرا تور آبو ابول!

4- چَنده بهار درآ، گـــــــــولان بچـــینم ابول!                   بنده سَران پرام از ته مَوینم ابول!

5- دِه دَ مردوم کرا آن، دَسسه دسسه، ابول!               اشته اَ نازه چَشان کی دَوَسسه ابول!

6- ترا چاروادان بندرن چـــــــــــــــنده؟ ابول!                 برنجَه ‌بار بی اشته راه کو  مَنده، ابول!

7- هَنده غیرت که ته داری، جانه‌کو، ابول!                    حیفه که بمانه وَره تانه‌کو، ابول!

8- چمَن دسه بگی، بَی مَن بگاردان، ابول!                   یا چمن سیاه چَشه من آگاردان، ابول!

9- بیَ بنش اسبه کو، بَی بو آگـــــردم ابول!                  هنی بهار درآ، بَندان بگردم، ابول!

10- آی ابول جان ابول، مسسانه مسسان ابول!            بیزن اَی بی بفا، اشته مو قربان، ابول!

11- اِگردا آسمان، دنـــــــــــــیا پیرآبا ابول!                    ام دلم  مَگم شا ته کو سیر آبا، ابول!

منبع: کانال تلگرامی شعر تاتی سبزعلیپور:
telegram.me/vayransabzalipour



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر تاتی: خلخاله بندان

تاریخ:دهم خرداد 95-22:25

برای دریافت فایل صوتی و ترجمه و  ترجمه و آوانگاری این شعر به کانال تلگرام مراجعه کنید.

1- دلم پیره خلخاله بندان بینم           راه دگنم کو یو کمندان بینم

2- بشوم بگردم بهاره پلنگاه              بلکه چمن خردنی دوران بینم

3- بشوم دشوم ا روبار و رزان کو          سره ول و گلیاسه لاخان بینم

4- کوشن و کوه دره به دره بشوم          کیجه شیار ا واشه جاران بینم

5- قرش ببوم سگه بنان بگردم               واز بکرم الاله بندان بینم

6- واران ببوم راه دگنم جویان کو         بشوم هنی ویه روباران بینم

7- بشوم بگردم دروه تنگه یان              بلکه چمن ا سرمخالان بینم

8- بینم چمن خرده نی شان وینده نی    بینم که شام ا کفشه لاخان بینم

9- گله گله ا آدمان دپرسم                     بینم که شام ا روزگاران بینم   

10- دلم گیره وقتی وطن تاسینه              نخام وطنه برمسان بینم

11- دلم ترا کیجه شیار پر زنه              خام که بشوم خلخاله بندان بینم 



نوع مطلب : زبان تاتی،  شعر و غزل، 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مقاله: تأثیر شعر بر افزایش امکانات دستور زبان فارسی

تاریخ:بیست و هشتم اردیبهشت 95-07:40

ارائه مقاله در سومین همایش وزن شعر فارسی و اشعار ایرانی

 چکیده مقاله:

وزن شعر را می‌توان محدودیتی تعریف کرد که باعث خلق زیبایی آن شده‌است، یعنی همیشه شاعران برای تنظیم وزن شعر به سختی‌هایی گرفتار می‌شوند، اما در عوض زیبایی‌هایی خلق می‌کنند که عامل ماندگاری و رواج آن شعر می‌شود. هنگام گرفتار شدن شاعران برای تنظیم وزن شعر چه اتفاقی می‌‌افتد؟ شاعران چگونه از تنگناهای شعری رها می‌شوند؟ آیا ذوق ادبی عامل این همه موفقیت است یا عامل و عوامل دیگری در این بین ناشناخته مانده‌اند؟ این پژوهش در پی آن است که به این پرسش‌ها پاسخ بدهد و نشان دهد که وزن شعر خدمت بزرگی به دستور زبان فارسی کرده‌است. اگر وزن شعر نبود که در اول مشکلاتی برای شاعران ایجاد کند، و هر کسی به هر صورتی دوست داشت شعر می‌سرود، شاید امروز این همه قواعد زبان فارسی و گویش‌های ایرانی به خدمت گرفته نمی‌شد. وقتی شاعری در تنگنای شعر گرفتار می‌شود، برای برون‌رفت از تنگنا به ترفندهایی دست می‌زند تا در آن لحظه از آن عقبه عبور کند، اما بعد از حل مشکش، آن ظرافت و نکتۀ تازه‌ای که به شعر خود اضافه کرده‌، تبدیل به یک سنّت ادبی شده، شاعران بعد از او آن قواعد را قاعده‌ای مجاز و دستوری تلقی می کنند و سعی در پیروی از شاعر قبلی می‌کنند. اینگونه شگردهای ادبی به قاعده‌‌هایی زبانی تبدیل می‌شود و زبان فارسی را به یک زبانی توانا تبدیل می‌کند که برای برون‌رفت از وزن، صدها قاعده‌دارد. همچنان که محققین تاریخ زبان فارسی می‌گویند، اگر بپذیریم که زبان فارسی در آغاز یک گویش در کنار ده‌ها گویش دیگر ایرانی بوده‌ و ویژگی‌ و برجستگی خاصی نداشته‌، باید قبول کنیم که در آن گویش این همه قواعد زبانی نبوده‌است. به‌عنوان نمونه چگونه ممکن است که در یک گویش، یک فعل امر ساده دو یا چند طرزساخت داشته ‌باشد. مثلاً هم mi.zan درست باشد هم zan و هم be.zan و hami-zan و حتی شکل‌های دیگر نظیر andar-zan. این شواهد و صدها شواهد دیگر که در این تحقیق نمونه‌هایی از آنها بررسی می‌شود، نشان می‌دهد که تنگنای وزن شعر باعث شده، شاعر قاعده‌ای از زبان و گویش دیگر را وارد شعرش کند؛ قاعده‌ای مرده را زنده‌ کند؛ یا با "دست‌کاری" در زبان و تغییر آن به نفع خود، سنّتی ماندگار ایجاد کند که به رواج و گسترش زبان فارسی کمک کند.

کلید‌واژه‌ها: وزن شعر، زبان فارسی، دستور زبان فارسی، امکانات زبانی، اختیارات شعر، شعر فارسی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مقاله: ریشه شناسی شماری از واژگان تاتی خلخال

تاریخ:بیست و یکم اردیبهشت 95-19:32

چاپ شده در مجموعه مقالات 
دومین همایش بین المللی زبانها و گویشهای  ایرانی  (گذشته و حال)
 به کوشش: محمود جعفری دهقی و نازنین خلیلی پور (با همکاری خانم رویا سیفی)
تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی  1394  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

واژه ها و اصطلاحات برنج و برنجکاری در گویش گیلکی

تاریخ:بیست و یکم اردیبهشت 95-19:23

با هکاری دکتر رضا چراغی و خانم رویا صفری
دوره جدید شماره 5 شهریور 1394 صص 173-204




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مقاله: فعل امر مصدری در زبان‌های حاشیه خزر

تاریخ:بیست و یکم اردیبهشت 95-19:15

نخستین  همایش بین المللی زبانها و گویشهای ایرانی کرانه جنوبی دریای خزر

14 , 15  اردیبهشت 1395 دانشگاه گیلان (با همکاری ز. حمیده)

چکیده: 

در هر زبانی روش‌های مختلفی برای ساخت فعل امر وجود دارد که یک روش آن بیان مستقیم است و در این موارد اغلب زبان‌های ایرانی از ماده مضارع استفاده می‌کنند. در کنار این روش، راه‌های غیرمستقیمی نیز وجود دارد. مثلاً فعل مضارع اخباری را به‌جای فعل امر به کار می‌برند. مانند: «پنجره را باز می‌کنی؟»، یعنی لطفاً پنجره را باز کن. این ساخت اغلب در محیط‌هایی به کار می‌رود که دو طرف گفتگو با ادب و احترام برخورد می‌کنند. آنچه مدنظر این مقاله است، همین فعل امر نوع اول یعنی امر مستقیم است.در فعل امر مستقیم گوینده به‌طور مستقیم به مخاطب دستور انجام کاری می‌دهد، یعنی از ساختی استفاده می‌کند که مختص امر است. در اغلب زبان‌های حاشیة خزر وجه امری با ساخت خاصی به کار می‌رود که در زبان فارسی نیز کاربرد دارد و آن استفاده از مادة مضارع به اضافة شناسه است. مانند bə.žan.a (بزنید، تالشی)، e.ma.kar.a (نریزید، تاتی). در کنار این روش (ساخت A) که از ساخت خاص و متعارف فعل امر استفاده می‌شود، یک ساخت دیگری در زبان‌های حاشیة خزر (در این مقاله: تاتی، تالشی و گیلکی) به کار می‌رود (ساخت B) که کمتر شناخته و معرفی شده است. در ساخت B برای بیان فعل امر از مصدر آن فعل استفاده می‌شود و بافتی که به کار می‌رود، درست همان بافتی است که در آن امر مستقیم به کار می‌رود، یعنی ملاحظلات ادب و احترام در آن وجود ندارد. به نظر می‌رسد این دو ساخت A و B موازی همدیگر به کار رفته‌اند و بعدها تحت تأثیر زبان فارسی ساخت A بیشتر رواج پیدا کرده‌ است. مانند:dede vāt.en marā nān bārə. (به مادر بگو برایم نان بیاورد)، avə vāt.en bu čəman var (به او بگو بیاید پیش من). این ساخت در تاتی خلخال، تالشی، و مواردی نیز در گیلکی به کار می‌رود. در زبان گیلکی هنوز فعل نهی به شکل مصدر بیان می‌شود. a harf.a nəvā goft.ən (این حرف را نزن). نشانه‌هایی از این نوع فعل امر مصدری در شاهنامه و دیگر متون ادبی نیز یافت می‌شود.  




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مقاله: زبان رمزی قرقه دیلی در مناطق تات زبان خلخال

تاریخ:بیست و یکم اردیبهشت 95-19:08

ارائه شده در 
نخستین  همایش بین المللی زبانهای و گویشهای ایرانی کرانه جنوبی دریای خزر
14 و 15 اردیبهشت 1395 دانشگاه گیلان (با همکاری ر. دلگرم)
چکیده:

در سراسر جهان زبان‌های وجود دارند که به عنوان زبان میانجی (lingua francas)، و به قصد ارتباط به کار می‌روند. با توجه به اینکه در مناطق مختلف زبان‌هایی مختلفی رایج است که همه مردم به آنها مسلط نیستند، گاه دیده شده است که مردم، خود، برای ایجاد ارتباط زبان‌هایی را به روش‌های مختلف ابداع می‌کنند، تا عامل برقراری ارتباط؛ و یا برعکس مانع فهم دیگران باشد، یعنی فقط خودشان بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. نیات ایجاد و یا ابداع زبان میانجی مختلف است، گاهی به قصد تجارت، گاه برای اهداف دینی، گاه برای کار و ... ایجاد می‌شوند. این زبان‌ها به نام‌های پیجین (pidgins)، کریول (creoles)، و نام‌های دیگر به کار می‌روند. در ایران زبان‌ زرگری یک نمونه از چنین زبان‌هاست. این زبان‌ها اغلب زبانی تمام‌عیار (fully ledged) نیستند، یعنی فقط برای رفع نیازهایی به کار می‌روند که بدان خاطر ایجاد شده‌اند. مثلاً دامنة لغات‌شان محدود است، همة ساخت‌های فعل را ندارند، بخش اعداد، قیود و صفات‌شان کامل نیست.در مناطق‌تات‌نشین خلخال در دو بخش خورش‌رستم و شاهرود، یک زبان رمزی بین مردم رایج است که ظاهراً چندین دهه است ایجاد شده و امروزه در حال نابودی است. این زبان که در بین خودشان به قرقه‌دیلی (لفظاً زبان کلاغ) معروف است، نامش ترکی است و در روستاهای کَرنَق، کَرین، لِرد و روستاهای دیگر به کار می‌رود. اغلب مرد می‌که با این زبان آشنا هستند، زمانی این زبان را به کار می‌برندکه غریبه‌ای کنارشان باشد. قصد این تحقیق که رویکردی زبان‌شناختی- جامعه‌شناختی دارد، معرفی ساخت زبان از روی جملات باقی‌مانده از این زبان؛ و یافتن دلایل جامعه‌شناختی ایجاد آن است. در این پژوهش میدانی بیش از شصت جمله و قریب دویست واژه از این زبان جمع‌آوری شده است. شواهد نشان می‌دهد که نحو، ساخت‌واژه و نظام آوایی این زبان برگرفته از زبان تاتی آن مناطق است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مقاله: ویژگیهای مصدر در زبانهای حاشیه خزر

تاریخ:بیست و یکم اردیبهشت 95-18:49

مجله علمی-پژوهشی زبانهای و گویشهای ایرانی،







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر فارسی: یک دشت بهانه

تاریخ:چهارم اردیبهشت 95-23:20

یک دشت پر از بهانه شد، اما مــن         دستت غزل و ترانه شد، امــــا من
هر لحظه که واژه‌ای گرفتی از من         شعرت همه عاشقانه شد، اما من
                                                  
                                                         ***

دیدم که نمی‌رود ز پیشم غم شب       آواره کودکـــی خویشم هــمه شــب
برداشتم  و رها ز سازش کــــردم        سنتور چه می‌کند به پیشم دم شب

                                                        ***

 عمری هوس شعر و غزل کردم من      با واژه سفر به هر محـل کردم من
دیوانه دلم همیشــه کم مـــــی‌آورد      این بار به حرف تو عــمل کردم من
                             
                                                      ***
برخیز بیا کمی خدایـــی بکنــــیم          بر مســــند شعر پادشایی بکنیم
 گفتـــم که تمام واژ‌ه‌هایت از من          بــــردار ترانــــه‌آزمـــــایی بکــنیم

جهان/95/2/4




نوع مطلب : شعر و غزل، 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سومین همایش وزن شعر فارسی و اشعار ایرانی

تاریخ:پانزدهم فروردین 95-21:27




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کتاب: گنجینه گویشهای تاتی خلخال

تاریخ:بیستم بهمن 94-21:57


کتاب گنجینه گویشهای تاتی خلخال نشر فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتشر شد:
در این کتاب  نُه (9) گونۀ تاتی خلخال (اَسکستانی، دروی، کُلوری، شالی، کَرینی، لردی، گیلوانی، کَرنقی و کَجلی) معرفی شده‌اند. در این کتاب از هر گونه تعداد تقریبی 2500 (دو هزار و پانصد) واژه و یکصد جمله کنار هم به طور تطبیقی چیده شده است، یعنی این معادل‌های تاتی به گونه‌ای در یک صفحه کنار هم قرار گرفته اند که به راحتی می‌توان آنها را با هم مقایسه کرد.
علاوه بر این برای آشنایی با زبان مردم منطقه مکالمات، گفت‌گوها و خاطراتی از اهالی هریک از روستاهای نامبرده  در آن آمده و این مکالمات در داخل کتاب آوانویسی و ترجمه شده‌اند. >>>> لینک سایت فرهنگستان


نوع مطلب : کتابها، 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر: من

تاریخ:یازدهم بهمن 94-08:41

«من»

 ترا چه شده است؟ من!                      بیچاره من!                سرگردان هزاره ها، من!

پیچ درپیچ تاریخ را در نوردیدی،                           تمام حروف کتب مقدس را گشتی،

با تمام سیاحان جزیره قناری و تُنب کوچک همسفر شدی،

تمام سنگهای صلیب مسیح، در جلجتا را شماره کردی،

سرخاب‌های هند را وسمه وسمه بر تن کشیدی،

نیمی از شعر نظامی در وصف شیرین را به خود بستی

با فرهاد بیستون کندی،                                     با بودا رنج عالم را به دوش کشیدی

و زردشت وار نیکی آغازیدی،

                           ***

هنوز نمیدانی کجای تاریخی؟  نامت چیست؟                  و برای که باید بمانی؟

بیچاره من!             سرگردان من!       آواره هزاره ها من؟

                           ***

نه مسیح فهمید دستت از سنگریزه‌ها خالی است،                 نه بودا از رنجت کاست،                 

  نه زردشت نیکی ات را پاس داشت؟

نه فرهاد در بیستونش،                              نامی از تو نگاشت.

                           ***

چه بی نام گریسته‌ای من!   چه بی صدا نوشته‌ای من!

چه نیفتاده زمینها خورده‌ای من!

کاش «ما» بودی من!                        یا با «آنها» بودی من! 



نوع مطلب : شعر و غزل، 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نخستین همایش ملی واج شناسی

تاریخ:یازدهم بهمن 94-08:31

دریافت برنامه همایش:  برنامه سخنرانی ها




نوع مطلب : همایشها، 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هوای مغبچگان

تاریخ:چهارم بهمن 94-09:19

دیگر مدتی است چیزی آرامم نمی کند:

نه سیگار آمریکایی وینستون،

نه شراب ایتالیایی "نمیدانمچه"،

نه خواجه شیراز،

که این روزها متن بازی است برای انواع من،

نه شمس پرنده مولوی،

نه کاخ گلستان پهلوی.

چه ام شده است من؟

بید را باد میخوانم و بور را کور.


فقط یک چیز مانده است هنوز،

و تا آخر دنیا می توان برایش نقشه کشید:

و آن گیسوان بر باد رفته توست،

که طعم سیگار و شراب و شعر حافظ را

برای همیشه از من گرفته است.


من که شمس کاخهای گلستان بوده ام،

حالا نه پهلَوی اول و نه پهلَوی دوم

فقط خیال پهلوی تو

مدتی مرا از باد رهایی میدهد

تا فریاد بزنم بارها

در سیدشت شیراز و سی و سه پل اصفهان

که هوای مغبچگانم "از" این و آن انداخت.



پاورقی:

(حافظ: من از ورع می و مطرب ندیدمی زین پیش//

هوای مغبچگانم در این و آن انداخت)





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :9
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic